سال نو

 به به ... به به ... مثل اینکه عید شده ... عالم پیر دگرباره جوان شده و اینا ... سال نو مبارک ...! ها ؟ ... نه بابا ... چی چی رو تموم شد ... تا آخر بهار عیده !!!! والااااااا

میگم امروز چه آرزوهایی کردین ؟!!!! آفرین ... آفرین ... حالا این پستم بخونین از این به بعد بدونین چی آرزو کنین ... بد نیست بدردتون میخوره ... خییییییلی ممنونم ! 

روزی روزگاری سنگ تراشی که از شغل خود ناراضی بود ، از نزدیکی خانه بازرگانی رد شد . در خانه باز بود و از خانه مجلل ، باغ و نوکران بازرگان و ریخت و پاش های او ر ا دید و به حال او غبطه خورد و با خود گفت : این بازرگان چقدر ثروتمند است و چقدر همه به او احترام می گذارند . آرزو کرد  که به جای بازرگان باشد پس این اتفاق افتاد . در یک لحظه او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد ، تا مدتها فکر می کرد از همه قدرتمندتر است . تا اینکه یک روز حاکم شهر از انجا عبور کرد . او دید که همه مردم چقدر به حاکم احترام می گذارند ، حتی بازر گان . مرد باز با خودش فکر کرد ، کاش من هم یک حاکم بودم . آنوقت از همه قوی تر می شدم . در همان لحظه تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد . در حالی که روی تخت نشسته بود و هر چه دلش میخواست می خورد و به همه دستور می داد ، مردم هم به او تعظیم می کردند .اما مرد احساس کرد نور خورشید او را آزار می دهد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است ! او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد به زمین بتابد و آن را گرم کند ، اما در لحظه ای که احساس قدرت می کرد ، ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت ، پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است و تبدیل به ابری بزرگ شد . کمی نگذشته بود که بادی آمد و او  را به اینطرف و آن طرف هل داد . این بار مرد آرزو کرد باد شود و همان شد . ولی وقتی به نزدیک صخره سنگی رسید ، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت . هرچه تلاش کرد نتوانست بر قدرت صخره چیره شود ، پس با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا ، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد . دیگر به قدرتی تمام تبدیل شده بود و هیچ چیزی نمی خواست ولی همانطور که با غرور ایستاده بود ، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد دارد خرد می شود ! سپس نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده بود ! 

نتیجه اخلاقی : اگه در خونه کسی باز بود ، سرتو بنداز پایین !

/ 45 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خودم

به اطلاع میرساند مشکلات سیستمم همین الان رفع شد (به سلامتی) در اسرع وقت به الطاف همگی پاسخ خواهم گفت ! [شوخی]

خودم

خدا مرگم این شکلکه چرا اینجوری میکنه ! این که از این کارها بلد نبود ، قبلنا اینجوری بود : [چشمک] شرمنده [خجالت]

ღ♥ღ(¯`•.¸ شهتاب¸.•´¯)ღ♥ღ

سلام[لبخند] خووووووووووووووووبي[بغل] ؟؟؟ معلومه كه محيا دوستش رو فراموش نكرده ! شايد شما بي خيال ياران مدرسه اي بشي[شوخی][شوخی] ولي محيا نه [لبخند] [قهر][قهر] تا ساعت 6 كه عاليه ! چه خبره ! راس 5 پيش هم باشيم خودش خيليه ! طبق فيزيك كوانتوم به زمان سفارش ميديم ديرتر بگذره طوري كه 1 ساعت معادل 5 ساعت بگذره ! باشه ![هورا]

ღ♥ღ(¯`•.¸ شهتاب¸.•´¯)ღ♥ღ

قبضك موبايلكت رو رويتك كرديك ؟[نیشخند] مال جفتايي مون 8 به بالاست منتها مال من مال 4 ماهه مال شما دوماه[نیشخند] سرانه ي مصرفي رو داري؟ [عینک][عینک] [هورا]

صدیقه

سلام مریمی اگر ن به جای شما بودم با وب مدلی برای انسان رابطه ام را زیاد میکردم تا زندگیم تغییر کنه .[ماچ][بغل][قلب][گل][خداحافظ]

ღ♥ღ(¯`•.¸ شهتاب¸.•´¯)ღ♥ღ

سلام مريم جيگر[لبخند] خووووووووووبي گلم ؟[هورا]؟ فردا به ...........آزاده به ...................محيا به ..........................من مينا افتخار تجديد ديدار مي دهيد [سوال] ؟ آري ؟ [لبخند][لبخند][دست][دست][لبخند][لبخند]

یاسمین بانو زن هکر

سلام دوست عزیز وبلاگت خوبه ... هر چند من از اموزش دادن بیشتر خوشم میاد ..ولی جالب بود .. منم یه وبلاگ دارم که اموزش هک کردن وبلاگ و ایدی رو میدم [خونسرد] روش جلوگیریش رو هم داره . مواظب باش که وبلاگت هک نشه . اگه هم یه زمانی هک شدي نترس فقط بیا توی وبلاگم نظر بده تا بگم چطور پسش بگیری [لبخند][گل] http://www.hacke-yahoo.blogfa.com

یاسمین بانو زن هکر

سلام دوست عزیز وبلاگت خوبه ... هر چند من از اموزش دادن بیشتر خوشم میاد ..ولی جالب بود .. منم یه وبلاگ دارم که اموزش هک کردن وبلاگ و ایدی رو میدم [خونسرد] روش جلوگیریش رو هم داره . بگیری [لبخند][گل] http://www.hacke-yahoo.blogfa.com